|
نكته ها و انديشه ها بخش شصت و هشتم |
|
عقيده تنازع در بقاء می گويد : همه اجزای عالم هستی بطور ناخودآگاه و عالم جاندار آگاهانه در پيکار زندگی در حال جنگ به سر می برند و هرموجودی که ناتوان باشد محکوم به شکست و هرچه دارای قدرت باشد پيروز می گردد .
فطرت عبارت است از جريان طبيعی و قانونی نيروهائی که در انسان بوجود می آيد ، بنابراين برای هريک از نيروهای غريزی ومغزی وروانی فطرتی وجود دارد که جريان طبيعی و منطقی آن نيرو می باشد.
بشر با همه داد و فريادهائی که در باره پيشرفت و تکامل خود به راه انداخته است هنوز خودرا نتوانسته از زندان خود خواهی نجات بدهد ، اصلا او هنوز نتوانسته است در باره خود يک تفسير و توجيه منطقی و رضايت بخش داشته باشد ، رابطه انسان با انسان هنوز در اصل ( پيوستگی به جهت احتياج و گسيختگی بعلت سود شخصی ) در جريان است ، اما در قلمرو دانستن ها همين مقدار می توان گفت که بشر هنوز نتوانسته است مرزواقعی ميان خود و جز خودرا در معلومات خود تعيين نمايد ، اصول و قوانين عالی جهان شناسی هيچ مکتبی برای مکتب ديگر کلا يا بعضا پذيرفته نمی شود ، با اين که از بانيان هرمکتب که می پرسی که ماخذ و دليل شما برمدعايتان چيست ؟ همگی جواب می دهند : حس و عقل و قوانين مسلم انسان و طبيعت ، پس اين تناقض ها از کجا بوجود می آيد ؟ در پاسخ همين سوال هم مطالب ضد و نقيض شنيده می شود.
ماخذ : منهج ،مسلک ، روش ، جای گرفتن چيزی ، ماخذجمع عقل گردی عقل را دانی کمال عشق باشی عشق را بينی جمال من در اين نمايشگاه بزرگ هستی جلوه گاهی از هستی آفرينم ، شعاعی از آن هستی آفرين بروجود من می تابد ، درک می کنم که هراندازه که سطوح و اعماق روحم را برای نفوذ آن شعاع بيشتر باز می کنم ، حقايق و واقعيات جهان هستی برای من شفافتر و صيقلی تر می گردند، و ماهيت خودرا بيشتر آشکار می سازند ، همچنين می بينم هستی من استقلال من ، مالکيت من برخويشتن ، عشق به کمال و رشد ، در اعماق جانم سر برمی کشند ، و خودرا می نمايانند ، بدينسان با حقيقتی بنام من يا شخصيت آشنا می شوم که جزئی از همان شعاع گسترده از مقام ربوبی است ، بنا براين تکاپوی من ( جلوه گاه هستی آفرين ) درمسير جاذبيت شعاع گسترده از مقام ربوبی همان مطلق است که فرزند ابيطالب را به اوج قدرت انسانی رسانيده است ، اين تکاپو تنها در مجرای قوانين و اصول انسانی ،الهی بثمر می رساند ، برای چنين تکاپو ، شکست و پيروزی ، و دوست ودشمن ، و شادی و اندوه ، و گريه و خنده ، و داشتن و نداشتن ، و تنهائی و تراکم جمعيت ها ، و محراب عبادت و ميدان جنگ ، و زمامداری و گوشه گيری ، حبابهائی هستند که در دنبال عواملی سربرمی کشند ، و سپس در اقيانوس مطلق فرو می نشينند ، اين است محصول آن مطلق که علی را به اوج قدرت انسان الهی نائل ساخته است.
تنظيم از علي روحي |